• وبلاگ : قلب شكسته
  • يادداشت : فصل جديدي را آغاز كردم كه پايانش ناپيدا و مه آلود است
  • نظرات : 5 خصوصي ، 66 عمومي
  • ساعت دماسنج

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + اسيه 

    بهاره من الان از سر كلاس اومدم نپرس چرا الان. فقط اومدم بهت بگم بعد از كلاست برو خونه . من باز كلاس دارم . كلاس 8. يادم رفت ظهر تو مسجد بهت بگم . همون كلاسي كه تو برنامه ام نيست كه بهت ندادم

    بهاره با اجازت مي خوام اينجا يه حرفي بزنم . مربوط به تو نمي شه اما چون يه حرفي توي نظر قبلم دادم و حالا بهش پي بردم كه اشتباهه مي خوام اينجا يعني همون جايي كه اون حرفو زدم اشتباهمو بگم و معذرت خواهي از يكي بكنم و برم .

    آقا مصطفي مخاطب اين قسمت نظر شماييد . مي خواستم ميل بزنم و ازتون عذر بخوام اما گفتم بيام توي جمع بگم فكر كنم بهتره

    سلام اقا مصطفي

    اميدوارم حالتون خوب باشه

    . من توي نظر قبليم يه حرفي زده بودم كه الان خوب مي دونم حقيقت نداره و يه اشتباهي پيش اومده يعني چه طور بگم . اشتباه يا درست . من خودم يه كاريو كردم اما به شما نسبتش دادم . ببخشيد كه گناه خودمو انداختم به گردن شما . راستشو بخواي من اون نظرو تو حال خوشي ندادم باور كنيد منظورم اين نبود اما الان كه مي خونم مي بينم يه جور توهينه . راستشو بخواين اصلا اينكه من توي نظري كه واسه بهاره دادم حرفي از شما زدم ماجرايي داره كه اجازه مي خوام كه بهتون نگم .

    من معذرت مي خوام ازتون

    بهاره فردا صبح من نمي ام سر قرار هميشگي . خودت برو

    مواظب خودت باش

    باي